200.دختر خرابکار من!
از دیروز شروع میکنم تا به بزرگترینش برسم!
جای تفریحت شده اینجا! همه ی سیمها رو هم میگیری د بکششششششششش!

یه سینی مسی -شایدم مسی نیست! من مسی صداش میکنم:دی - که از مامانبزرگم مونده جلوی شومینه س ... خوب اصولا وقتی بیفته رو سنگ صدای وحشتناکی میده ... دیروز رفتی اینو انداختی و 6 متر پریدی بالا و دویدی اومدی تو بغل من قربونت برم من:*
یکساعت بعد اسپیکر ایستاده ی کنار تلویزیون رو انداختی رو خودت و باز پریدی تو بغلم:دی
ساعتی بعد! گلدون گل گنده رو انداختی و مجددا پریدی بغل من:* البته همه ی اینها با جییییییییییییییییییییغ فراوون و اندکی اشک بعنوان چاشنی بودا!

راستی یه بار هم که گریه کردی اومدم دیدم رفتی پشت میزی که راهی نداشت بری! حتما از روش رفتی دیگه اصولا!

دیشبم که کلی اذیت کردی باز:)
حالا امروز ...
صبح دیدم صدات نمیاد اومدم دیدم از تو پلاستیک آشغالها پوست هندونه برداشتی میخوای بخوری! شانس آوردم پلاستیک تازه بود!
از صبح داری زور میزنی در فریزر رو باز کنی و خیلی بانمک زور میزدی:))
بعد در جاکفشی رو باز کردی و کلی با کفشهای کثیف بازی کردی:دی
بعد اینترنتم قطع شد ... تا عصری صبر کردم وصل نشد ... زنگ زدم به صبانت و کلی غرغر کردم که این چه وضعیه؟ همش قطعی داره! میگه خانم از طرف ما مشکلی نیست خط تلفن رو چک کنین ... منم مجددا غرغر کردم که هی میگین خط تلفن رو چک کنین خوب وصل بوده و از این چیزا! خلاصه قطع کردم دیدم دخترک سیم رو از تو پریز کشیده بیرون
حالا بدترینش:( دیگه حسابی خسته م کردی و گذاشتمت تو تختت ... خوب نرده های تختت هم بلنده یعنی نرمال و استاندارده دیگه! عروسکهات رو هم برداشتم از تو تخت که نتونی بری روشون وایسی ... 3 دقیقه نگذشته بود که جیغ زدی و اومدم دیدم افتادی زیر تاب برقیت:(( خوب چجوری اومدی بیرون از تو تخت؟:( چجوری انقدررررررررررررر پاهات رو باز کردی که گذاشتی بالای نرده؟:( خدا رو شکر خوبی :* راست میگن شما کوچولوها فرشته ی نگهبان دارین:)
در آخر اینکه در فریزر رو هم باز کردی و با کله رفتی تو فریزر!

اینم از شیطونک خرابکار ما!


200.دختر خرابکار من!
